شامگاه ۲۰ شهریورماه تعدادی از فعالان مدنی آذربایجان در یک مراسم افطار در خانه یکی از فعالان هویتطلب در تهران بازداشت شدند، که تاکنون از مکان نگهداری بازداشتشدگان اطلاعی در دست نیست و تا زمان درج گزارش تماسی با وکیل یا خانواده خود نداشتهاند.در گفت و گویی که با برخی فعالین آذربایجانی داشتم، اظهار میکردند که این افراد به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدهاند.
علیرضا صرافی، مدیرمسوول ماهنامه توقیف شده دیلماج و عضو شورای ملی صلح، سعید موغانلی، روزنامهنگار، حسن رحیمی، بلاگر، حسین حیدری، مدیر مسوول نشریه دانشجویی اولوس، رقیه علیزاده، همسر عباس لسانی فعال ملی در بند، به همراه سه فرزندش، عباس نعیمی، اکرم نجاری، دبیر سابق NGOخانه فرزندان آذربایجان، مهدی نعیمی، شاعر، اکبر آزاد، عضو هیات تحریریه مجله وارلیق، حسن راشدی، عضو هیات تحریریه مجله وارلیق، محمد عباسپور، شهباز ابراهیمنژاد، یوسف هشیار، فرهاد رضایی، رباب عظیمی و صیاد محمدیان از جمله بازداشت شدگان بودند که رقیه علیزاده به همراه سه فرزندش، اکرم نجاری، رباب عظیمی و فرهاد رضایی بعد از چند ساعت آزاد شدهاند.
اکثر بازداشتشدگان سابقه قبلی بازداشت دارند. پیش از این نیز سجاد رادمهر، آیدین خواجهای، فراز ذهتاب، داریوش حاتمی، امیر مردانی، منصور امینیان، مقصود عهدی و مجید ماکویی از دانشجویان هویتطلب نیز بازداشت شدهاند.
بنا به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آسمک) هماکنون نزدیک به ۴۰ فعال هویتطلب ترک در زندانهای ایران به سر میبرند.
در مورد وضعیت بازداشتشدگان با سارا دختر حسن راشدی عضو تحریریه نشریهی وارلیق که پدرش ازجمله بازداشتشدگان است به گفت و گو پرداختم.
حسن راشدی، عضو تحریریه نشریهی وارلیق (عکس:آذربایجان اویرنجی حرکاتی)
فکر میکنید دلیل دستگیری پدر شما چیست؟
نمیدانم، چون هیچ علت خاصی ندارد و کار خاصی هم انجام ندادند که بخواهند دستگیرشان کنند. در حقیقت این سوالی است که ما از خودمان میپرسیم و هنوز هم جوابی نگرفتهایم.
این روزها وقتی صحبت از آذربایجانیها میشود معمولاً مسالهی هویتطلبی مطرح میشود...
پدر من همیشه از حقوق آذربایجانیها در چارچوب قانون اساسی دفاع کرده است و تا امروز هیچ چیزی بهجز قانون اساسی نخواستهاند. پدر من خواستار اجرای اصل ۱۵ یا اصل ۱۹ که دولت ایران هم آنها را قبول دارد، است. اینها قوانین عادی است که هر انسانی میتواند خواستار اجرای آنها باشد.
اولین بار است که پدر شما دستگیر شده است؟
خیر، قبلاً هم در خرداد ۱۳۸۵ دستگیر شده بود.
و آن دستگیری منتج به صدور حکم شد؟
بله، محکومیتی یک ساله که به مدت پنج سال به حالت تعلیق در آمده بود.
اما در ادامه با سعید نعیمی از فعالان سیاسی آذربایجان که عضو سازمان دانشآموختگان دفتر تحکیم وحدت هم است، دربارهی چگونگی این بازداشتها گفت و گو کردم.
درمورد این دستگیری توضیح میدهید.
آنطوری که من از اخبار منتشر شده کسب اطلاع کردم، گویا ضیافت افطاری برگزار شده بود که در آن فقط تعدادی دعوت بودند. یعنی تجمعی در کار نبوده است.
فکر میکنید دلیل این دستگیری چیست؟
بحثی که در آذربایجان مطرح است به مطالبات نخبگان و دانشجویان برمیگردد. حقوقی هم که این افراد مطالبه میکنند هم در اسناد بینالمللی آمده و هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شده است.
مثلاً حق تحصیل به زبان مادری، یعنی ترکی را مطالبه میکنند. جدای از مطالباتی که این افراد دارند، نحوهی دستگیریها باعث ناامنی در جامعه میشود که خیلی مطلوب نیست.
بیشتر دستگیرشدگان بیستم شهریور را روزنامهنگاران تشکیل میدهند. به نظر شما هدف چه بوده است؟
بله، شخصیتهایی که آنجاحضور داشتند، از جمله افراد فعال بودند. مثل جناب آقای صرافی، مدیر مسوول نشریهای که سال گذشته توقیف شد. آقای صرافی الان هم عضو شورای ملی صلح هستند که توسط خانم عبادی راهاندازی شده است.
دیگر افرادی که در آنجا حضور داشتند، از افرادی هستند که در حوزهی نویسندگی و پژوهش و فعالیتهای مدنی کار میکردند. اما بنابر آنچه من میدانم این افراد فقط به واسطهی افطار دور یکدیگر جمع شده بودند و جلسهای برای بررسی یک موضوع فرهنگی یا سیاسی نبوده است.
در اصل دلیل این افطار دیدار خانواده یک زندانی سیاسی به نام عباس لسانی بوده که در زندان یزد در تبعید است. خانوادهی او ساکن اردبیل است و در مسیر یزد در تهران میهمان بودند.
بعد از بازگشت این خانواده از یزد دوستان آقای لسانی به افتخار این خانواده مراسم افطاری ترتیب دادند تا دوستان دور همدیگر جمع شوند و با خانوادهی این فرد، دیداری داشته باشند و جویای احوال آقای لسانی شوند. کل ماجرا در همین حد بوده است.
در بین بازداشتشدگان اخیر نام آقای حسن رحیمی از اعضای کمیتهی گزارشگران حقوق بشر هم مطرح است. آقای رحیمی به چه علتی بازداشت شدهاند؟
ایشان هم در زمینهی حقوق بشر فعالیتهای گستردهای داشت، بهویژه در انعکاس اخباری مثل دستگیریها، نقض حقوق بشر در آذربایجان، با کمیتهی حقوق بشر همکاری داشت.
این دستگیریها موج تازهای است یا مسبوق به سابقه است؟
از ۱۰ سال پیش این برخوردها کم و بیش در آذربایجان بوده است. اما چون اخبارش در رسانههای جمعی ایران منعکس نشده است، شاید موضوع تازهای به نظر بیاید.
رادیو زمانه.اردوان روزبه
http://radiozamaaneh.com/ardavan/2008/09/post_139.html